حسين بن عبد الله سرابى
مقدمه 3
سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى )
گماشت و خود آهنگ كابل كرد . زمان شاه به قصد جنگ بجلوى او آمد اما شكست خورد و گرفتار گشت و شاه محمود بفرمود تا هردو چشم او را برآوردند . قيصر ميرزا پسر شاه زمان كه در هرات نشيمن داشت شهر هرات را به فيروز برادر شاه محمود گذاشته راه فرار پيش گرفت و در سمنان بدرگاه پادشاه پيوست « 1 » . در سير وقايع افغانستان نكتهء بسيار مهم اين است كه از اين دو طرف متخاصم يعنى شاهزادگان افغانى كه بجان هم افتاده بودند و با جنگ خانوادگى تيشه بريشهء خود ميزدند هركدام كه از پا درميآمدند بشاه ايران متوسل مىگشتند و به او پناه ميجستند گوئى كه ايران را خانهء اصلى خويش و شاه را بزرگ خاندان خود ميدانستند چنان كه پس از اين قضيه نيز شاهزادگان افغان هروقت بيچاره و درمانده ميشدند به دربار ايران پناه مىآوردند و زندگانى آنها از طرف دولت ايران تأمين ميشد . به شرحى كه گذشت ، اين ايام مصادف با زمانى بود كه انگليسها مشغول بسط نفوذ خود در هندوستان بودند و از ترس حملهء افغانها به هند ، ميخواستند كه شاه ايران را عليه آنها برانگيزند و از اينجا دست انگليسها در اين قضيه به كار افتاد و سرانجام افغانستان را از ايران جدا ساخت . شرح آن به اجمال اين است كه از زمان حكومت زمان شاه به علت اينكه اين پادشاه ببهانهء مطيع كردن قبائل شمال هندوستان لشكر به اين سرزمين برده بود مسئلهء افغانستان با سياست انگلستان در هند ارتباط پيدا كرد و از آن پس به صورت يك گرفتارى بسيار بزرگى براى ايران درآمد . چه تا آنزمان مسئلهء افغانستان براى ايران مسئله سركوبى رعاياى شورشى و نظير ساير انقلابات داخلى ايران بود كه بنابر اصل الاهم فالاهم پادشاهان ايران به آن ميپرداختند . اما انگليسها ميخواستند از افغانستان سدى جلوى ايران بسازند و روسها مايل بودند كه اگر مىتوانند ، بوسيلهء دولت ايران
--> ( 1 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ( ص 177 ) منقول از ناسخ التواريخ با اندك تصرف .